wrapper

آموزش

چه سهمی ارزش خریدن دارد؟

در ماه‌ ها و سال‌ های اخیر، تنها عددی که سرمایه‌ گذارانبه آن توجه می‌کنند، قیمت سهماست. درصورتی ‌که پشت‌ صحنه قیمت، اتفاقاتی در جریان است که از اهمیت بسیاری برخوردار است.

ادامه مطلب...

توصیه های هشت گانه کارشناسان به تازه واردان بورس

بورس که در هفته های گذشته به فهرست علاقه مندی سرمایه گذاران افزوده شده است، در صورت آگاهی و شناخت کافی سودهای رویایی عاید سهامداران می کند اما در صورت هیجان زدگی و پیروی از شایعات، سرمایه های افراد تازه وارد را بر باد می دهد.

ادامه مطلب...

نقش بورس در اقتصاد

بورس، یک بازار است که انواع دارایی در آن مورد خرید و فروش قرار می‌گیرد. البته بازاری که ما از آن، با عنوان بورس صحبت می‌کنیم، با بازارهای متداول مثل بازار طلا، بازار خودرو، بازار فرش و... که اغلب شما با آنها آشنا هستید، تفاوت‌های عمده‌ای دارد.

ادامه مطلب...

تاریخچه پیدایش بورس در ایران

اولین بورس جهان، در اوایل قرن هفدهم میلادی، در آمستردام هلند تأسیس شد و اولین شرکتی هم که سهامش را در این بورس عرضه کرد، کمپانی هند شرقی نام داشت. اما بورس در ایران، چگونه شکل گرفت؟

ادامه مطلب...

مزایای بورس برای سرمایه‌گذاران

سرمایه‌گذاری افراد جامعه در بورس، می‌تواند نقش بسیار زیادی در رونق اقتصادی داشته باشد، چون با این کار، منابع مالی مورد نیاز بنگاه‌های اقتصادی برای توسعه فعالیت‌ها تأمین شده و در نتیجه، رونق کسب و کار، اشتغال‌زایی و رشد و شکوفایی اقتصاد کشور را به دنبال خواهد داشت.

ادامه مطلب...

معرفی دارایی‌های مالی و واقعی

انواع نیازهای انسان سبب شده است تا در جوامع مختلف، مردم محلهایی را به نام بازار ایجاد نمایند. بازار مکانی عمومی است که درآن خریداران و فروشندگان معاملات خود را مستقیماً یا ازطریق واسطه‌ها انجام میدهند.

ادامه مطلب...

آیا بورس، فقط برای افراد حرفه‌ای و متخصص است؟

حتما تا حالا این سؤالات برای شما ایجاد شده است که:

1- آیـا فقط افراد ریسک‌پذیر می‌توانند در بورس سرمایه‌گذاری کنند یا در بورس، برای افراد ریسک‌گریز هم امکان سرمایه‌گذاری وجود دارد؟

ادامه مطلب...

مفهوم ریسک و بازده، در سرمایه‌گذاری

در یک تعریف بسیار ساده، ریسک، احتمال محقق نشدن پیش‌بینی‌هاست. برای مثال، فرض کنید قیمت سهام شرکت الف در حال حاضر 150 تومان است. شما پیش‌بینی می‌کنید که قیمت سهام این شرکت در ماه آینده به 160 تومان برسـد و براساس این پیش‌بینی، اقدام به خرید سهام می‌کنید. در اینجا دو حالت ممکن است رخ دهد: یا سهام مزبور در ماه آینده به 160 تومان یا بالاتر از آن می‌رسد که در این صورت شما ریسک سرمایه‌گذاری را با موفقیت پشت سر گذاشته‌اید و به اصطلاح ریسک سرمایه‌گذاری شما صفر بوده است یا اینکه پیش‌بینی شما محقق نمی‌شود و سهام آن شرکت با قیمتی کمتر از آنچه پیش‌بینی کرده بودید، به فروش می‌رسد. مثلا در ماه آینده قیمت سهام مزبور به 155 تومان می‌رسد. در این صورت پیش‌بینی شما با 50 درصد عدم موفقیت همراه بوده است. بدین ترتیب مشخص می‌شود که تعریف دیگر ریسک، احتمال عدم موفقیت است. هر اندازه احتمال عدم موفقیت در سرمایه‌گذاری بیشتر باشد، اصطلاحا ریسک سرمایه‌گذاری بیشتر خواهد بود.

بنابراین، با دقت در مفهوم ریسک می‌توان به دو نکتـه اساسی پی برد:
1- پیش‌بینی صحیح نقش بسیار زیادی در کاهش ریسک سرمایه‌گذاری دارد
2- چون لزوما همواره پیش‌بینی‌ها بطور کامل منطبق بر واقعیت نخواهد بود، لذا فردی که قصد دارد با خرید سهام در بورس سرمایه‌گذاری کند، بایـد توانایی پذیرش ریسک را داشته باشد.

البته در آینـده، بیان خواهیم کرد که در سال‌های اخیر و با طراحی برخی شیوه‌های جدید سرمایه‌گذاری در بورس، امکان سرمایه‌گذاری بدون ریسک در بورس هم برای افراد فراهم شده است. اما به هر حال، باید توجه داشت که موضوعـی تحت عنوان ریسک، همواره باید در سرمایه‌گذاری‌ها مدنظر قرار گیرد.
اما در کنار مفهوم ریسک، مفهوم دیگری نیز همواره در ادبیات سرمایه‌گذاری مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ مفهومی به نام بازده.

منظور از بازده، درآمد حاصل از سرمایه‌گذاری است.

همانطور که قبلا  توضیح دادیم که فردی که سهامی را خریداری می‌کند، از دو محل،کسب درآمد می‌کند: اول دریافت سود نقدی سالانه و دوم، درآمد ناشی از افزایش قیمت سهام. مجموع این دو را بازده می‌گویند. مثلا فرض کنید فردی، سهام شرکتی را به قیمت 150 تومان خریداری می‌کند. اگر این شرکت در پایان سال، به ازای هر سهم، 15 تومان سود نقـدی به سهامدارانش بدهـد و قیمت سهم هم در پایان سال، به 195 تومان برسد، بنابراین بازده سرمایه‌گذاری فرد در مجموع 40 درصد بوده است، 10 درصد بازده ناشی از دریافت سود نقدی و 30 درصد بازده ناشی از افزایش قیمت سهام.
فرض کنید شما به جای خرید سهام یک شرکت، اوراق مشارکت را از بانک خریداری کرده‌اید و نرخ سود سالانه اوراق مشارکت هم 20 درصد تعیین شده است. مشخص است که بازده سرمایه‌گذاری شما در یک سال از طریق اوراق مشارکت 20 درصد خواهد بود. در واقع، در اوراق مشارکت، برخلاف سهام، قیمت خود اوراق مشارکت ثابت است و سرمایه‌گذار، فقط سود ثابتی را در فواصل زمانی تعریف شده دریافت می‌کند.

سؤالی که مطرح می‌شود این است که چرا باید یک نفر سهامی را خریداری کند که 40 درصد بازده دارد ولی فرد دیگری به 20 درصد بازده راضی می‌شود؟
اگر از شما چنین سؤالی را بپرسند، چه جوابی دارید؟ احتمالا پاسخ می‌دهید:
-  از کجا معلوم که سهام شرکت موردنظر، حتما 40 درصد بازدهی داشته باشد؟
- اگر قیمت سهم برخلاف پیش‌بینی‌ها، به 195 تومان نرسید، چه می‌شود؟
- اگر شرکت سود نقدی کمتری از مقدار پیش‌بینی‌ شده توزیع کرد، تکلیف چیست؟
- خرید اوراق مشارکت، حداقل این تضمین را دارد که قطعا 20 درصد بازدهی به دست خواهد آمد و پاسخ‌هایی از این دست.
اما با وجود همه این تردیدها، بسیارند سرمایه‌گذارانی که ترجیح می‌دهند بجای دریافت بازدهی 20 درصدی بدون تحمل ریسک، ریسک بیشتری را متحمل شوند و در ازای پذیرش این ریسک، بازدهی بیشتری بدست آورند. به همین علت است که به بازده، پاداش ریسک هم می‌گویند؛ یعنی کسب بازدهی بیشتر، در ازای پذیرش ریسک بیشتر و کسب بازدهی کمتر، در ازای پذیرش ریسک کمتر.

ادامه مطلب...

تفاوت افراد ریسک‌پذیر و ریسک‌گریز

افراد باید قبل از شروع سرمایه‌گذاری در بورس، ارزیابی کنند که تا چه اندازه توانایی پذیرش ریسک یا اصطلاحا عدم موفقیت را دارند. سپس در قالب یک نمودار توضیح دادیم که یک سرمایه‌گذار، هر اندازه که ریسک بیشتری بپذیرد، انتظار دارد بازده بیشتری را به عنوان پاداش ریسکی که متحمل شده است، دریافت کند. اما سرمایه‌گذاران، الگوهای ریسک‌پذیری متفاوتی دارند، برخی از آنها ریسک‌پذیرند، برخی ریسک‌گریز و برخی هم بی‌تفاوت نسبت به ریسک.
افراد ریسک‌پذیر به دلیل بالابودن میزان بازدهی مورد انتظارشان، معمولا به سرمایه‌گذاری‌هایی مثل سپرده‌های بانکی، خرید اوراق مشارکت و ... تمایل ندارند. این دسته از افراد عموما سرمایه‌گذاری در بورس را ترجیح می‌دهند، بنابراین تجزیه و تحلیل و تعیین ریسک سرمایه‌گذاری برای این گروه از سرمایه‌گذاران بسیار اهمیت دارد. در مقابل، افراد ریسک‌گریز بیشتر علاقه‌مند به سرمایه‌گذاری در سپرده های بانکی یا خرید اوراق مشارکت هستند، چون این‌گونه سرمایه‌گذاری‌ها تقریبا هیچ‌گونه ریسکی را متوجه آنها نمی‌کند و بازدهی‌اش، تضمین شده است. گروه سوم هم افراد بی‌تفاوت به ریسک هستند، افرادی که به دلایل مختلف، هیچ عکس‌العملی نسبت به فرصت های سرمایه‌گذاری و ریسک‌های مترتب بر آن از خود نشان نمی‌دهند.
نمودار زیر تفاوت بین الگوهای تصمیم‌گیری یک سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر را در مقایسه با یک سرمایه‌گذار ریسک‌گریز، به‌خوبی نشـان می‌دهد:

 

Displaying aks1.jpg

 
به این نمودار خوب دقت کنید. شما چه برداشتی از این نمودار دارید؟ فکر می‌کنید سرمایه‌گذار (الف) ریسک‌پذیرتر است یا سرمایه‌گذار (ب). احتمالا درست حدس زده‌اید. سرمایه‌گذار (الف) در مقایسه با سرمایه‌گذار (ب) ریسک‌پذیرتـر است. اما چرا؟
اگر به نمودار دقت کنید، متوجه خواهید شد که سرمایه‌گذار (الف) حاضر است در ازای دریافت 30 درصد بازدهی، به میزان مشخصی ریسک کند، درحالیکه سرمایه‌گذار (ب) درصورتی حاضر است همان اندازه ریسک را متحمل شود که حداقل 45 درصد بازدهی کسب کند، یعنی 15 درصد بازدهی بیشتر از سرمایه‌گذار (الف).
همچنین سرمایه‌گذار (الف) درصورتی که 40 درصد بازدهی کسب کند، حاضر خواهد شد ریسک بالاتری را بپذیرد، درحالیکه سرمایه‌گذار ب درصورتی ریسک بالاتر را خواهد پذیرفت که حداقل 65 درصد بازدهی بدست آورد. نتیجه مشخص است:
سرمایه‌گذار (الف) در مقایسه با سرمایه‌گـذار (ب)، راحت‌تر ریسک می‌کند. بنابراین ریسک‌پذیرتر است. بنابراین هرچه شیب این نمودار کمتر باشد، نشان‌دهنـده آن است که سرمایه‌گذار قدرت ریسک‌پذیری بالاتری دارد.
همانطور که اشاره شد، نخستین گام برای سرمایه‌گذاری، آن است که از میزان تحمل ریسک خود مطلع شوید. بد نیست شما هم نمودار میزان ریسک‌پذیری خود را ترسیم کنید تا مشخص شود تا چه اندازه، حاضر به پذیرش ریسک در ازای دریافت بازدهـی مشخصی خواهید بود. برای این کار در نظر بگیرید که اوراق مشارکت، سود سالانه 20 درصدی را تضمین می‌کند؛ حال اگر تصمیم بگیرید بجای اوراق مشارکت، سهام خریداری کنید، این اقدام باید چه مقدار سود بیشتر از سود اوراق مشارکت نصیب شما کند تا حاضر شوید ریسک خرید سهام را بپذیرید؟
اطمینان داشته باشید چه ریسک‌پذیر باشید و چه ریسک‌گریز، امکان سرمایه‌گذاری در بورس برای شما وجود خواهد داشت. کافیست سرمایه‌گذاری شما با میزان ریسک‌پذیری شما همخوانی داشته باشد.

ادامه مطلب...

انواع ریسک‌هایی که سرمایه‌گذار، با آن مواجه است

ریسک‌‌ در یک طبقه‌بندی کلـی، به دو دستـه تقسیم می‌شود،

1- ریسک قابل اجتناب 

2- ریسک غیرقابل اجتناب

1- ربسک قابل اجتناب: ریسکی که می‌توان با استفاده از برخـی روش‌ها، از آن اجتناب کرد. به این دسته از ریسک‌ها، ریسک‌های قابل اجتناب یا غیرسیستماتیک می‌گویند. ریسک‌های قابل اجتناب یا غیرسیستماتیک اغلب ناشی از خصوصیات خاص شرکت هستند. برای مثال، فرض کنید شما سهام شرکتی را خریداری کرده‌اید. اگر مدیریت شرکت ضعیف باشد، سهامداران شرکت درست عمل نکنند، یا شرکت در رقابت با سایر رقبا، موفقیتی بدست نیاورد و یا احیانا به علت قدیمی‌شدن محصولات تولیـدی آن شرکت، مشتریان شرکت به تدریج کم و فروش آن کاهش یابد، همه این موارد نمونه‌هایی از ریسک قابل اجتناب هستند. ریسک غیرسیستماتیک، اغلب منشأ درونی دارد و علت بروز آن، به داخل شرکت مربوط است. با توجه به اینکه این نوع ریسک را می‌توان با به کارگیری برخی روش‌ها، به حداقل ممکـن رساند، از آن به ریسک قابل اجتناب یاد می‌شود.
2- ریسک غیرقابل اجتناب: دستـه دوم ریسک‌هایـی که سرمایه‌گذاران با آن مواجه‌اند، ریسک‌هایی هستند که کنتـرل آن در اختیار سرمایه‌گذار نیست. به این گروه از ریسک‌ها، ریسک‌ غیرقابل اجتناب یا ریسک سیستماتیک می‌گویند. مواردی مثل تغییر نرخ تورم، سیاست‌های کلان اقتصـادی، شرایط سیـاسی و...، مـواردی هستنـد که کنترل آنهـا از اختیار سرمایه‌گذار خـارج است. برای مثـال، تغییر در سیاست‌های کـلان اقتصادی و افزایش یا کاهش نرخ ارز و یا نرخ تورم، می‌تواند به طور مستقیم در وضعیت درآمد، هزینه و میزان سودآوری شرکت‌ها تأثیرگذاشتـه و طبیعتـا ارزش سهام آنها را تحت تأثیـر قرار دهد. اینگونـه ریسک‌ها را ریسک‌های سیستماتیک یا غیرقابل اجتناب می‌گوینـد، چون کنترل آنها از اختیـار سرمایه‌گذار خـارج است.
اما چگونه می‌توان ریسک قابل اجتناب را به حداقل ممکن رساند؟ به این ضرب‌المثل مشهور دقت کنید: "همه تخم‌مرغ‌ها را در یک سبـد قرار ندهید". اگر از شما بپرسند منطق این ضرب‌المثل چیست، همه شما خواهید گفت با این کار، ریسک ما کاهش می‌یابد؛ چون اگر یکی از سبدهای تخم‌مرغ به زمین افتاد و تخم‌مرغ‌های آن شکست، سبدها و تخم‌مرغ‌های دیگر همچنان سالم است.
در مباحث مرتبط با بورس هم تئوری بسیار معروفی به نام "تئوری سبد" وجود دارد که برپایه همین ضرب‌المثل شکل گرفته است. براساس این تئوری، سرمایه‌گذار می‌تواند با متنوع‌کردن سبد سرمایه‌گذاری خود و انتخاب دارایی‌های بسیار متنـوع، به جای یک یا چند دارایی محدود، ریسک‌های قابل اجتناب را در سرمایه‌گذاری خود به حداقل ممکن برساند. بنابراین، هراندازه سبد سرمایه‌گذاری متنوع‌تر باشد، ریسک سرمایه‌گذاری کمتـر خواهد شد.
بر پایه تئوری سبد، متخصصان بازار سرمایه توصیه می‌کنند به جای آنکه فرد یک یا چند سهم از شرکت‌های محدودی را خریداری کند، سهام شرکت‌های متنوع از صنایع مختلف را خریداری کند و حتی در سبد سرمایه‌گذاری خود، اوراق بهادار بدون ریسک مثل اوراق مشارکت و... هم داشته باشد.
اما مجددا این نکته را یادآور می‌شویم که با متنوع‌سـازی سبد سرمایه‌گذاری، تنها می‌توان حذف ریسک‌های قابل‌اجتناب (غیرسیستماتیک) را به حداقل رساند و حذف ریسک‌های غیرقابل اجتناب (سیستماتیک) از کنتـرل و اختیار سرمایـه‌گذار خارج است. البته با حذف یا کاهش ریسک‌های قابل اجتناب، عملا بخش عمده‌ای از ریسک‌هایی که سرمایه‌گذار با آن مواجـه است، کاهش می‌یابد.
در قسمت بالا، دو طبقه‌بندی عمده ریسک را توضیح دادیـم و گفتیـم براساس این طبقه‌بندی، برخی از ریسک‌ها توسط سرمایه‌گذاران قابل اجتناب‌اند، اما کنترل برخی از ریسک‌ها، از اختیار سرمایه‌گذاران خارج است. به ریسک‌های گروه اول، ریسک‌های اجتناب‌پذیر یا غیرسیستماتیک و به گروه دوم، ریسک‌های اجتناب‌ناپذیر یا سیستماتیک می‌گوییم. اما اینجا می‌خواهیم ریسک‌ها را از منظر دیگری، طبقه‌بندی کنیم.

براساس این طبقه‌بنـدی، 7 نوع ریسک عمده در سرمایـه‌گذاری وجود دارد که در ادامه، به آنها اشاره می‌کنیم:
1- ریسک نرخ سـود: فرض کنید شما قصد دارید بین خرید اوراق مشارکت با نرخ سود ثابت 20 درصد و خرید سهام با بازده مورد انتظار 30 درصد، یک گزینه را انتخاب کنید. اگـر تمایل به پذیرش ریسک داشته باشید، احتمالا سهام را انتخاب می‌کنید، چون انتظار دارید بازدهی بیشتری نصیب شما کند. حال فرض کنیـد بانک مرکزی تصمیم بگیرد نرخ سود اوراق مشارکت را از 20 درصد به 30 درصد افزایش دهد. در این صورت، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ درحالیکه شما با پذیرش ریسک و خرید سهام، انتظار دارید 30 درصد بازدهی بدست آورید، فرد دیگری بدون آنکه ریسکی متحمل شود، می‌تواند اقدام به خرید اوراق مشارکت جدید نماید و همان 30 درصد بازدهی را، البته به صورت تضمین شده بدست آورد. در این حالت، شما در واقع با ریسک جدیدی مواجه خواهید شد که از آن، به ریسک نرخ سود تعبیر می‌شود.
2- ریسک تورم: فرض کنید نـرخ تورم سالیانه، 15 درصد است و شما سهامی را خریداری کرده‌اید که انتظار دارید در پایان سال، حداقل 40 درصد بازدهی برای شما داشته باشد. با توجه به این میزان نرخ تورم، بازدهی 40 درصدی برای شما مطلوبیت دارد، چون حداقل 25 درصد بیشتر از نرخ تورم است. حال اگر به هر دلیلی، نرخ تورم سالیانه از 15 درصد به 30 درصد افزایش یابد، طبیعتا ممکن است دیگر بازدهی 40 درصدی، آنهم برای یک سرمایه‌گذاریِ دارای ریسک مثل خرید سهام برای شما مطلوب نباشد، چون حتی به فرض کسب 40 درصد بازدهی از سهام، قیمت‌ها آنقدر افزایش یافته است که دیگر این میزان بازدهی، آنهم برای یک سرمایه‌گذاری دارای ریسک چندان جذاب نیست. به ریسک ناشی از افزایش نرخ تورم، ریسک تورم گفته می‌شود.
3- ریسک مالی: اگر شرکتی که سهام آن را خریداری می‌کنید، حجم زیادی وام از بانک دریافت کرده باشد، طبیعتا باید اصل و سود وام دریافتی را در یک دوره مشخص به بانک پرداخت کند، بنابراین با تعهدات زیادی مواجه خواهد بود. هر اندازه این تعهدات بیشتر باشد، ریسک مالی شرکت بیشتر خواهد بـود و بنابراین سهامداران چنین شرکتی نیز در معرض ریسک بالاتری قرار دارند.
4- ریسک نقدشوندگـی: همانطور که قبلا گفتیم، یکی از ویژگی‌های مهم یک دارایـی خوب، این است که به سرعت به پول نقد تبدیل شود. فرض کنید سال گذشته، سهام شرکتی را خریداری کرده‌اید و حالا به پول نیاز دارید، اما به‌علت عملکرد نامناسب شرکت، این سهـم در بورس خریداری- که به سرعت آن را بخرد- نداشته باشد؛ در این صورت، شما با ریسکی به نام ریسک نقدشوندگـی مواجـه خواهیـد شد.البته در اغلب اوقات، شما می‌توانید با قیمتِ اندکی پایین‌تر سهام خود را بفروشید ولی ممکن است این موضوع مطلوب شما نباشـد.
5- ریسک نـرخ ارز: نرخ ارز یکی از مسائلی است که به صورت مستقیم بر وضعیت و سودآوری شرکت‌ها تأثیر می‌گذارد. برای مثـال، فرض کنید شرکتی که سهام آن را خریداری کرده‌اید، بخش عمده‌ای از مواد اولیه موردنیاز خود برای تولید را از خارج کشور خریداری می‌کند. وقتی نرخ ارز افزایش پیدا می‌کند، شرکت باید هزینه بیشتری برای واردات مواد اولیه بپردازد و طبیعتا با افزایش هزینه‌های شرکت، میزان سودآوری شرکت و به دنبال آن، قیمت سهام آن کاهش خواهد یافت. بنابرایـن، نوسانات نرخ ارز به‌عنوان یکی از ریسک‌های سرمایه‌گذاری، مورد توجه سرمایه‌گذاران است.
6- ریسک سیاسی: عدم ثبات در اوضاع سیاسی -که به مسائل اقتصادی کشور آسیب بزند- به طور مستقیم بر عملکرد بنگاه‌های اقتصادی فعال در آن کشـور تأثیر می‌گذارد. هر اندازه بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی در یک کشور افزایش یابـد، عملکرد بنگاه‌های اقتصادی بیشتر با مشکل مواجه خواهد شد و این مشکل، افت قیمت سهام آن‌ها را درپـی دارد. به این ریسک، ریسک سیاسی یا اصطلاحا ریسک کشور می‌گوینـد.
7- ریسک تجاری: تصور کنید سهام یک شرکت خودروسازی داخلی را خریداری کرده‌اید. تا پیش از این، دولت تعرفه واردات بسیار بالایی برای خودروهای خارجی وضع کرده بود، به نحوی که برای مثال، خودرویی که در خارج از کشور 10 هزار دلار ارزش دارد، در داخل با قیمتی بالغ بر 40 میلیون تومان به فروش می‌رسد. در چنین شرایطی، خودروهای داخلی به علت قیمت پایین آنها مشتریان زیادی دارد و بنابراین، میزان فروش و سودآوری خودروسازان داخلی قابل قبول است. حال فرض کنید دولت تعرفه واردات خودرو را تا حد زیادی کاهش دهد؟ چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ طبیعتا قیمت خودروهای خارجی به قیمت خودروهای داخلی نزدیک‌‌تر می‌شود، بنابراین قدرت انتخاب مشتریان افزایش می‌یابد و در چنین شرایطی، ممکن است گروهی از مشتریان، خودروهای خارجی را ترجیح دهند. بنابراین، میزان فروش و سود صنعت خودروسازی کاهش خواهد یافت. به این ریسک که در واقع، به یک صنعت خاص ارتباط پیدا می‌کند، ریسک تجاری می‌گوینـد.

ادامه مطلب...

درباره ما

کارگزاری مهرآفرین

کارگزار رسمی بورس اوراق بهادار و کالا

دفتر کرج :

رجایی شهر (گوهردشت) - فلکه اول - ابتدای بلوار مطهری - بعد از شیرینی روما - روبروی موسسه مالی کوثر - ساختمان ونوس - طبقه 5 - واحد 10

ساعات کار:

     شنبه تا چهار شنبه - 8  الی 30 : 16

      تلفن :    34201264 - 026

                  34201265

لینکهای مفید